تبليغاتX
از...مالزی
درباره مالزی

سلام...سلامی به طعم خداحافظی...خداحافظی به وسعت مالزی...اکنون که به قصد ادامه تحصیل عازم استرالیا هستم باید پایانی برای این وبلاگ بنویسم ...نقدی بر این عملکرد سه ساله...البته وبلاگ نویسی من تموم نشده...هنوز هستم...اینبار از...استرالیا. در ابتدا متشکرم از بلاگفا که این مدت از سرویسش استفاده کردم و در اخر بهش میگم نشون دادی خیلی غیرقابل اعتماد و اونجورکی هستی! برای همین به بلاگ اسپات میرم.

وقتی شروع به نوشتن این وبلاگ کردم هدفم ارتباط با هموطنانم و کمک به اونها بود. تا اونجا که از دستم بر می اومد سعی کردم با دادن اطلاعات صحیح و بدرد بخور تا اونجا که امکان داشت هموطنانم رو در راه رسیدن به مالزی یاری کنم... در این سه سال شاید نزدیک سیصد درخواست راهنمایی و سوال دریافت کردم تقریبا همه رو جواب دادم گرچه همه اول با کلی تعریف و تمجید و قربون صدقه سوالاشونو می پرسیدن ولی شاید حدود سی درصد بعد از دریافت جواب تشکر کردن! چه باک؟ اصلا مهم نیست...چون من برای تشکر که کاری نکردم...به هر حال...گرچه وقتی که من نوشتن رو شروع کردم تعداد مالزی نویسان کمتر از انگشتان یک دست بود ولی طی این چند مدت اخیر انواع و اقسام مالزی نویسان به وفور یافت میشوند...اگرچه بی شک – حداقل طی دو سال اخیر- من بهترین مالزی نویس بودم و این وبلاگ  مفید ترین وبلاگ در باره  مالزی بود.همیشه سعی کردم اطلاعاتی بدم که واقعا بدرد کسایی که دارن میان مالزی بخوره . نه مثل اونهایی که  وبلاگ رو با مطالب بی سر و ته پر میکنن که فقط بگن من هم وبلاگ دارم

 یا اونهایی که وبلاگ رو با "کپی-پیست" مطالب ارسالی دیگران پر میکنن (این مطلب رو سی سی جون فرستاده مرسی سی سی جون! ...این مطلب رو نازی جون فرستاده قربونت نازی جون!)

 یا اونهایی که وبلاگ رو با خاطرات بی ربط شخصی پر میکنن ( ما داشتیم میرفتیم کلاس موسیقی که یکهو سپر جلوی ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی...و بعد یکی امد ویک تقویم اورد و من تقویم را ورق میزنم!...)

 یا اونهایی که فقط میان یک خط بی ربط مینویسن که یه چیزی نوشته باشن (هوا سرد رفت...هوا گرم رفت...داره برف میاد...دارم رادیو گوش میدم...)

 یا اونهایی که وبلاگ رو با رزومه شخصی اشتباه گرفتن ( بنده دارای دکترای راه خیز داری و ماه خیز داری و هیئت علمی دانشگاه دارغوز آباد دارای چندین و چند مقاله و انشاء در روزنامه ها و مجلات هفتگی دانشگاههای دارغوز آباد و ممد آباد کوتول و کیهان بچه ها به شرح زیر میباشم...)

 یا اونهایی که مطالب وبلاگ رو از تقویم رومیزی کپی میکنن (میلاد مبارک باد...وفات تسلیت باد...روز فلان تهنیت! روز بهمان تعزیت!)

یا اونهایی که از وبلاگ برای بیان مراتب شکم پرستی ، پز دادن و تملق گویی استفاده میکنن. ( ما رفتیم سفارت و با سفیر عزیز خوش و بش کردیم و و وا عجبا که وبسایت مرا میشناخت! عجب غذایی خوبی خوردیم به به!  بعد رفتیم چین به به چه غذا هایی داشت آی خوردیم...! و من یک موبایل مد روز خریدم و ماشینم را هم عوض کردم و منتظرم ببینم این سفیر عزیز تر از جان کی می اید!)

 یا اونهایی که از اومدن به خارج ذوق زده شدند و با انگلیسی ناقص و غلط و غلوط شروع به وبلاگ نویسی کردند(I is a enjinier arshitekt ! I life in the contery maleyzia study arshitekcher!)

 یا اونهایی که از وبلاگ برای راه اندازی بیزینس سود جویانه استفاده میکنن (برای تمدید گواهی نامه ، خرید ماشین، پرداخت رود تکس، خرید از جاینت، صحبت با سوپروایزر، ثبت مقاله، پرداخت قبض آب و برق ، زدن بنزین و... که کارهای بسیار شاقی هستند با ما تماس بگیرید! ما هموطنیم و سعی میکنیم کمتر تو پاچه شما بکنیم!)

 یا اونهایی که وبلاگ رو با البوم خانوادگی اشتباه گرفتن (این دخترمه در 1 ماهگی... این هم تولد دختر عزیزم در یکسالگی در مالزی... اینهم فارغ التحصیلی دخترم از مهد کودک...اینهم خودم و همکلاسی هام! اینهم داداشام! اینهم عکس شبهای پر ستاره! اینهم عکسی از من دیوانه!)

 خب حالا اینجا حرف دل بعضی ها رو بگم: بعضی ها ممکنه بیان بگن خب به توچه! مگه تو صاحب اینترنتی؟ هرکی هرچی دلش بخواد مینویسه! خب این درست! ولی درست نیست بگید به توچه! مودب باش اقا! به تو چه رو به کسی میگن که بخواد نظرش رو به شما بزور تحمیل کنه مثل کسی که میاد به لباست گیر بده یا شکل موهات یا...(خیلی مردی برو به اون بگو به توچه  تا...) ولی کسی که داره نظرشو میگه که داره نظرشو میگه دیگه! من هم طبق اصل آزادی بیان کشور استرالیا (جو گرفته ها... هنوز نرسیده به استرالیا) حق دارم نظرم رو بگم! شما هم اگه نظری دارید در وبلاگ جدید مرقوم نمایید

 خب  من واقعیت رو گفتم امید وارم به کسی بر نخوره.همه اینها رو بذارید به پای یک شوخی این دم رفتن ( البته به غیر از اون قسمت که گفتم بهترین مالزی نویس بودم) . عزت زیاد، سفر بخیر، خداحافظ !

 

+ نوشته شده در  2010/2/1ساعت   توسط فیلسوف 

سلام!

خب دیگه...پس از قریب سه سال زندگی در مالزی و در آستانه روز های آخر این وبلاگ و حضور در مالزی فکر میکنم نوشتن این پست لازم باشه . حالا دیگه تجربه اینرو دارم که یک جمع بندی کلی بکنم که مالزی خوبه یا بده یا به عبارت دیگه مالزی بیاییم یا نیایم؟ این سوالیه که اینروز ها خیلیها بهش فکر میکنن . خب جواب این سوال مستقیما  بستگی به این داره که هدفتون چی باشه

1-      اگه میخواید  در یک دانشگاه خوب ادامه تحصیل بدید و رزومه تونو قوی کنید و در عین حال از یکسری آزادی های اولیه (مثل نوع پوشش، کلاب، درینک، ماهواره، اینترنت پر سرعت ...) بهره مند بشید و بعد برگردید وطن یا تو این فرصت برای جای دیگه اقدام کنید: مالزی عالیه!

2-      اگه دنبال گرفتن اقامت یا زندگی دائم در یک کشور فوق العاده دموکرات با حد اعلی رعایت حقوق بشر و آزادی های آنچنانی هستید: مالزی افتضاحه! چون نه اقامت دائم میده نه در حد کشور های جهان اول دموکرات و آزاده.اینجا انتظار نداشته باشید که کارناوالهای لختی ببینید یا کنار خیابون هرکاری دلتون میخواد بتونید انجام بدید! یادتون باشه که کشور دست مسلمونهاست!

3-      اگه از تغییر فصل تو ایران خسته شدید و دوستدار هوای گرم و شرجی و کنار دریا و اینحرفها هستید و دنبال جایی میگردید که چند ماه در سال بیاید تفریح و برگردید: مالزی عالیه! چون هم اقامت ده ساله میده هم هزینه تفریحش معقوله.

4-      اگه با هوای گرم و شرجی مشکل دارید و نوع آب و هواست که براتون مهمه و آب و هوای خنک دوست دارید : مالزی افتضاحه! مالزی همیشه گرم و شرجیه

5-      اگه فقط دنبال اینید که فورا از ایران بزنید بیرون و حوصله منتظر شدن برای صدور ویزا و اسسمنت و... از کشور های دیگه رو ندارید: مالزی عالیه! چون ویزا و اسسمنت ندارید و با ثبت نام در یک کالج هم میتونید حداقل شش ماه اقامت بگیرید (البته تازگی سختگیری بیشتر شده و کالج ها هم مثل قبل راحت پذیرش نمیدن ولی خب...)

6-      اگه فقط دنبال تقویت زبان هستید و میخاید بعدش برگردید ایران یا برید جای دیگه: مالزی افتضاحه! مالزی کشور انگلیسی زبان نیست!

7-      اگر صرفا میخواید با سرمایه گذاری اقامت موقت یک کشور با آزادی های اولیه رو داشته باشید: مالزی عالیه!

 اینها که گفتم اهداف اصلی بود که هرکس میتونه داشته باشه. بقیه هدف های فرعی هم با مخلوط کردن همینها بدست میاد. مثلا یکی که هدفش درسه ولی به هوای گرم آلرژی داره میشه کامبینیشن مورد 1 و 4 و جوابش میشه که نباید بیاد مالزی! خلاصه میتونید اینجوری بفهمید مالزی خوبه یا بد. ولی خوب یه چیزی که اینروز ها خیلی مشهوده اینه که مالزی نسبت به سالهای قبل داره بیشتر به سمت اسلامی شدن پیش میره! و این هم از جایی شروع شد که سال پیش حزب حاکم در انتخابات رای کمتری اورد و حزب اسلامی تونست موفق تر عمل کنه و کنترل بعضی ایالت ها رو بدست بگیره. البته همه میدونن دلیل این قضیه نارضایتی مردم از تبعیض نژادی حاکم بر مالزیه ولی حزب حاکم نمیدونم چجور تحلیل کردن که به این نتیجه رسیدن که دلیل کاهش آراء شون این بوده که مردم بیشتر قوانین اسلامی میخوان! برای همین هم تصمیم گرفتن برای اینکه دوباره نظر مردم رو جلب کنن بیشتر قوانین اسلامی رو اجرا کنن. همینه که در این اواخر شاهد اجرای قوانینی بودیم که قبلا بی سابقه بوده مثلا شلاق زدن یک زن مسلمان به جرم خوردن آبجو یا جلوگیری از ورود  مالزیایی های مسلمون به کنسرت های آمریکایی، یا لغو کنسرت بعضی خواننده های آمریکایی یا مطرح شدن بحث فیلترینگ اینترنت یا مثلا افزایش دخالت در روابط و حریم خصوصی مسلمونها و یا قانون منع فروش مشروبات الکی در بعضی مناطق و مسائلی از این دست. ولی خب فعلا این قوانین فقط برای مالزیایی های مسلمون داره اجرا میشه و شامل حال غیر مسلمونها نیست و ظاهرا شامل حال مسلمونهای غیر مالزیایی هم نمیشه حالا بعدا چی میشه دیگه خدا عالمه چون این حزب اسلامی شدیدا داره تلاش میکنه که قدرت رو بدست بگیره و دنبال ائتلاف با رقبای حزب حاکمه و بارها هم گفته که هدفش اجرای قوانین شرع در سرتاسر مالزیه و از اینجور حرفها!

خلاصه خوب فکر کنید و سرسری تصمیم نگیرید و یادتون باشه این عمرتونه که داره حدر میره .

+ نوشته شده در  2010/1/15ساعت   توسط فیلسوف  | 

تو ایران با ماشین که میرید بیرون (داف بازی) سه چیز باید همراه داشته باشید: 1- گواهینامه 2- کارت ماشین 3- بیمه. یعنی اون پلیسه که جلوتونو میگیره اول میگه گواهینامه کارت ماشین بعد درمورد نسبتتون با داف کناریتون ازتون سوال میکنه یعنی اول باید گواهینامه و کارت ماشین رو نشون بدید.

تو مالزی اما چیزی به نام کارت ماشین وجود نداره. بیمه هم لازم نیست همراهتون باشه و اون چیزی که مهمه و غالبا چک میشه برگه مالیات جاده یا Road Tax  هستش. این برگه بصورت یک برچسبه که باید بچسبونید پشت شیشه . بعدا اگه اخر شب پلیس جلوتونو گرفت غالبا فقط همین برچسب رو چک میکنه ببینه تمدید کردید یا نه و غالبا گواهینامه رو هم نمیخوان به داف کناریتونم خوب مسلما کاری ندارن! ولی خب گواهینامه باید همراهتون باشه وگرنه مثل ایران جرمه. برچسب عوارض جاده رو میتونید سالیانه یا شش ماهه بگیرید قیمتشم برای یکسال حدود 70 رینگیته. البته طول اعتبار برچسبی که براتون صادر میکنن بستگی به بیمه ماشینتون داره . مثلا اگه بیمه ماشینتون فقط دوماه ازش مونده باشه ممکنه رود تکس ندن و باید شما اول برید طول مدت بیمه تون رو افزایش بدید. البته اینها همه بستگی به مسول باجه صادر کننده داره که بیمه نامه تون رو چک کنه یا نه. بهر صورت یک برچسب خوشگل بهتون میدن میچسبونی پشت شیشه جلو سمت چپ و با خیال راحت میری تو جاده. من فکر کنم نزدیک ترین جا تو کوالالامپور برای گرفتن road tax  اداره پست KLCC  باشه

متاسفانه یکسری افراد سودجو که از قضا ایرانی هم هستند تو وبلاگاشون دارن از این راه بیزینس میکنن! و بجای اینکه راه و چاهو به تازه وارد ها نشون بدن دنبال سرکیسه کردن هموطنان هستن! یعنی طوری تبلیغ میکنن که انگار این کارها پروسه های بسیار پیچیده ای هستند و با منت میگن که بعله ما این کار هارو براتون انجام میدیم. گرفتن road tax  و تمدید گواهینامه کار ساده ایه که تو هر اداره پستی هم انجام میشه و کلا شاید ده دقیقه وقت شما رو بگیره و شما لازم نیست پول اضافی به این افراد بدید که براتون این کارهارو بکنن.

+ نوشته شده در  2009/12/12ساعت   توسط فیلسوف  | 

سلام...

خب . حالا براتون از جلسه دفاع از تز یا وایوا  (VIVA)بگم. انگار همین دیروز بود که از اولین امتحانم به زبان انگلیسی نوشتم...زمان مثل برق میگذره! اینجا اگه شما دانشجوی "دکترا" یا "فوق لیسانس با تز" باشید وقتی همه مراحل تز رو انجام دادید و کارتونو به سرانجام رسوندید -برعکس ایران که خیالتون راحته که مدرک دیگه دستتونه – میرسید به اصلی ترین مرحله که همون "دفاع از تز" یا به اصطلاح "وایوا" هستش.

اینجا برخلاف ایران دفاع از تز مصیبتیه! تو ایران که درواقع عملا دفاع از تزوجود نداره و اون جلسه ای که برگذار میشه درواقع ارائه تزه  و درحقیقت جلسه دفاع در واقع فقط اسمش دفاعه چراکه دانشجو کارشو تو یه مدت کوتاه ارائه میده و نمره همه هم که بین 18 تا بیسته! باید تو ایران اسم این جلسه رو بزارن ارائه تز یا اصلا به قول خود بچه هایی که ایران فوق گرفتن جلسه "شیرینی خورون" ! چون تو ایران تو جلسه ارائه همه دانشجو های متفرقه هم میتونن بیان و شخصی که میخواد دفاع کنه هم برای همه شیرینی میگیره و اینحرفها ! ولی جلسه دفاع تو مالزی داستان دیگه ای داره!

اول اینکه در این جلسه دو ممتحن از خود دانشگاه و یک ممتحن از خارج دانشگاه (جمعا سه ممتحن) حضور پیدا میکنن به علاوه "چیرمن" یا رییس جلسه و دیگر هیچ!  کس دیگه ای حق ورود به جلسه رو نداره. غالبا سوپروایزر (استاد راهنما) شما هم نباید بیاد سر جلسه ولی اگه خرش بره میتونه حاضر بشه ولی حق حرف زدن نداره! برعکس جلسات ارائه ایران ، اینجا جلسه دفاع خیلی طول میکشه بین 2 تا سه و بعضا چهار ساعت! و در این مدت ممتحنین حسابی سعی میکنن شما رو فیتیله پیچ کنن! و در نهایت حتی ممکنه کار شما رد بشه! که یعنی باید برگردید و تز رو دوباره انجام بدید! پس از این جلسه دفاع طولانی ، کمیته ممتحنین یکی از تصمیمات زیر رو میگیره: قبولی ممتاز (این نوع قبولی صرفا یک اسم دکوریه! یعنی تز شما هیچ ایراد اطلاعاتی و نگارشی نداشته! من تا حالا نه دیدیم نه شنیدم تز کسی رو اینجوری قبول کنن). قبولی با تصحیحات جزئی ( فقط عده کمی اینطوری میتونن وایوا رو پاس کنن! باید کارتون خیلی درست باشه) قبولی با تصحیحات کلی ( اکثرا با این عنوان وایوا رو پاس میکنن) . ری وایوا (Reviva – یعنی شما نتونستید از تزتون خوب دفاع کنید باید چند ماه دیگه دوباره بیاید دفاع) و Resubmission ( یعنی کار شما کلا غیر قابل قبوله و باید برید دوباره انجام بدید!) . متاسفانه این اواخر سختگیری خیلی زیاد شده و دارن بعضی هارو سر وایوا کله پا میکنن! خلاصه اگه شانس داشته باشید و تصحیحات بخورید تازه یک داستان جدید شروع میشه! به شما دو ماه وقت میدن که برید تصحیحات رو انجام بدید و از ممتحنین مربوطه امضا بگیرید! حالا مگه ممتحن ها به این سادگی امضا میکنن؟ پیرتون میکنن! ده دفعه باید بری و بیای و هی تزت و کم و زیاد کنی تا رضایت بدن!

متاسفانه برخلاف خیلی از کشور های جهان ، تحصیلات تکمیلی تو ایران بدلیل نبودن امکانات و بعضا پایین بودن سواد اساتید شده یک کار سر هم بندی و سنبل بازی! تو اکثر کشور های توسعه یافته تحصیلات تکمیلی به این منظور ارائه میشه که واقعا سطح علمی دانشجو رو ببرن بالا و تا مطمئن نشن شما کار علمی ارزشمندی انجام دادید نمیذارن فارغ التحصیل بشی اما تو کشور ما امکانات که نیست استادم که حال نداره دانشجو هم که از خدا خواسته میخواد زودتر مدرکشو بگیره و بره وارد بازار کار بشه! مثلا همین پسره کیه تو همه سریال هام هست قیافه شم شییه ناله میمونه! پوری سرخه ؟ پورو سورخو؟ یه همیچین چیزایی! این میگه من دانشجوی دکترای گیاه پزشکیم! (احتمالا با گرایش آبیاری گیاهان زیر دریا!) . حالا من موندم یک دانشجوی دکترا چجور با موهای سیخ سیخی میتونه هفته ای دو تا سریال (اون هم از نوع رقیق) بازی کنه؟ اینجا اگه دانشجوی دکترا حداقل چهار روز در هفته از صبح تا عصر نره دانشگاه باید قید دکترا رو بزنه! از این گذشته اینجا غالبا سوپروایز (استاد راهنما) هروز چکتون میکنه ببینید هستید یا نه اگر نباشید که خدا بدادتون برسه. گذشته از این اگه خیلی خوش شانس باشید و استادتون کاری بکارتون نداشته باشه انقدر کار میریزه سرتون (تهیه مقاله، شرکت در کنفرانس، درس دادن به لیسانس ها....) که شب و روزتونو با هم قاطی میکنید! چه برسه به سریال!

این موضوع چیزیه که خود بچه هایی که ایران فوق گرفتن و اینجا دارن دکترا میخونن هم بهش معترفند و نمونه هاییش تو وبلاگ سایر مالزی نویسها مثل مهندس جوان و مینا کبودر آهنگی بار ها گفته شده. مثلا یادمه خانم کبودرآهنگی یکدفعه تو یکی از مطالبش نوشته بود که برای تزش از یکی از استاد های ایرانش کمک گرفته و اونهم دوتا کتاب بهش معرفی کرده که عین هم بوده و کلا شاید یک صفحه میشده از توش مطلب در بیاره! ودر جواب اعتراض خانم  کبودر آهنگی، استاد  مذکور با تعجب گفته از روی این دوتا کتاب میشه چندتا تز نوشت! و دست اخر هم ایشون رو تشویق به ارائه رفرنس های جعلی کرده!

هنوز هم که هنوزه برای بچه هایی که دارن در دانشگاههای به اصطلاح رده بالای ایران درس میخونن نوشتن مقاله بین المللی مثل رویاست! خیلی هاشون متاسفانه اصلا نمیدونن " آی اس آی" چیه ژورنال کدومه و با همین وضع فوق لیسانس و دکترا میگیرن! دلشونم خوشه که مثلا از امیر شریف! فارغ التحصیل شدن! من خودم شاهد بودم یکی از دوستام که تو امیر کبیر درس میخوند کل تز فوق لیسانسشو روی یک مقاله که یکی براش از خارج فرستاده بود بست! خیلی از بچه هایی که همینجا دارن دکترا میخونن و از دانشگاههای معتبر ایران هم فارغ التحصیل شدن هیچ مقاله بین المللی ندارن! و این یعنی فاجعه! چون هیچ دانشگاه درست و حسابی در دنیا اجازه نمیده دانشجوی تحصیلات تکمیلیش بدون دادن مقاله و شرکت در کنفرانس فارغ التحصیل بشه. البته در ایران هم بچه هایی هستن که تونستن با همت خودشون (نه استاد و امکانات دانشگاه) سطح علمیشونو ببرن بالا ولی اکثرا این افراد هم از ایران خارج میشن! یعنی اصلا میرن دنبال مقاله دادن که از ایران خارج بشن!

متاسفانه چون تو ایران به دانشجو با سنبل کاری مدرک میدن خیلی از کار هایی که تو ایران حتی در دانشگاههای رده بالا بعنوان تز فوق لیسانس یا دکترا انجام میشه تو خارج از ایران به چشم یک کار در سطح لیسانس بهش نگاه میکنن و ارزش زیادی براش غائل نیستن.همین قضیه هم باعث شده که بهترین دانشگاههای ایران تو رده بندی های جهانی یا جایی نداشته باشند یا در رده های آبرو بری قرار بگیرن! دلیل اینهم همون نبودن امکانات و ضعف علمی اساتیده که با یک تز کم ارزش و کم خرج دانشجوی دکترا رو روانه اجتماع میکنن! وگرنه بچه های ما از نظر هوش و استعداد هیچی از بقیه دنیا کم ندارن و این وسط قربانی اصلی هستن.

خلاصه حرف آخر: اگر فقط دنبال مدرکید بهترین جا ایرانه! میتونید راحت یه کاری رو به عنوان تز سنبل کنید و در طی یک جلسه شیرینی خورون به اسم دفاع ! کارتونو ارائه بدید و با نمره 19- 20 تا آخر عمر پز فارغ التحصیلی از امیرشریف! رو بدید! دیگه نه جلسه چند ساعته دفاع با چند ممتحن سخت گیر نه کارشکنی استاد راهنما نه امضا از ممتحنین و البته نه سواد و سطح علمی!

 

+ نوشته شده در  2009/11/13ساعت   توسط فیلسوف  | 

سلام...

اینروز ها سخت مشغول انجام امور فارغ التحصیلی هستم حالا بعدا راجع بهش مینویسم. و اما آیلتس! من قبل از اینکه بیام مالزی تو ایران آیلتس آکادمیک امتحان دادم و اورآل 7 گرفتم. سر اسپیکینگ یکم هول شدم و متاسفانه سخت ترین ممتحن هم به من خورده بود! از من پرسید اسمت چیه من فکر کردم میگه شماره تلفنت چنده! خلاصه سوتی شد اول کار دیگه ولی خوب کلا نتیجه خوب شد.

اعتبار آیلتس دو ساله و مثل برق باد زمان گذشت و آیلتس ما هم از اعتبار ساقط شد! تو ایران اینطور که شندیم باید 6-7 ماه رفت تو صف و هزینه اش هم بیشتره بنابرین گفتیم تا اینجاییم بریم دوباره امتحان بدیم! دیگه همه میدونن آیلتس چجوریه از چهار بخش تشکیل شده و اینها دیگه فکر نمیکنم لازم باشه بگم. اینبار اسپیکینگ رو با اعتماد به نفس بهتری رفتم و از اون سوتی ها ندادم! ولی خب چیزی که خیلی واضحه اینه که امتحان آیلتس رو سال به سال سخت تر میگیرن یعنی این امتحانی که من دادم از امتحان سه سال پیش ایران سختتر بود بخصوص لیسنینگ! این موضوع رو با نگاهی به کتابهای آیلتس کمبریج هم میشه فهمید کمبریج 1 خیلی ساده است و به تدریج سخت تر میشه.

نکته دیگه اینکه اسپیکینگ و رایتینگ رو ظاهرا تو مالزی از ایران سخت تر میگیرن و واقعا بد نمره میدن! چون این دو بخش بوسیله ممتحن نمره داده میشه به نظر میرسه ممتحن های اینجا سختگیر تر باشن . به هر صورت اینبارهم خدارو شکر بد نشد و اورآل 7.5 شدم . البته این نیم نمره بیشتر اصلا بدلیل اینکه این مدت مالزی بودم نیست! چون مالزی کشور انگلیسی زبان نیست بنابر این تو محیط نیستید که زبانتون خوب بشه مگر اینکه برید کلاس که فرق زیادی با کلاس های  ایران نداره. همه چی بستگی بخودتون داره که همیشه خودتون رو در اتمسفر زبان قرار بدید یعنی لغت یاد بگیرید، فیلم ببینید، اخبار گوش کنید کتاب علمی بخونید و از اینجور کارها!

امتحان ایلتس هم مثل سایر امتحان ها اصلا استاندارد نیست . یعنی کلا هیچ امتحانی تو دنیا استاندارد نیست و نمیتونه توانایی واقعی شما رو نشون بده . تو امتحان ایلتس کلا به نظر من هرکی بین 15 تا 30  درصد توانایی واقعیش رو از دست میده و نمره شما کمتر از توانایی واقعیتون میشه. به نظر من باید یکسری تغییرات تو این امتحان داده بشه. مثلا شما باید این اجازه رو داشته  باشید که بتونید هر بخش یا module  رو جدا گانه امتحان بدید یا مثلا برای لیسنینگ یک زمان مشخص بدن که بتونید بعضی جاها رو دوباره گوش بدید. قسمت ریدینگ هم سه تا متن داره که واقعا زیاد و خسته کننده است! چه خبره سه تا؟ دوتا پسیج برای سنجش توانایی هرکی کافیه دیگه! برای اسپیکینگ هم اون قسمت اصلیش که یک موضوع میده که باید راجع بهش حرف بزنی بهتره حذف بشه یا عمومی تر بشه! و دست اخر اینکه این چه قانون احمقانه ایه که ایلتس بعد دو سال باطل میشه؟ مگه شما که گواهینامه رانندگی میگیری یا دیپلم و لیسانس میگیری یا هر مدرک دیگه بعد دو سال باطل میشه؟ اگه اینطوریه پس باید همه بعد یک مدت برن دوباره 12 سال بخونن دیپلم بگیرن! البته پر واضحه که این قانون رو برای پول دراوردن گذاشتن دیگه . بجای امتحان دوباره بهتر بود مثلا فقط اسپیکینگ رو دو باره میسنجیدن. یک قانون نا نوشته هم تو ایلتس هست که هر دفعه یکی از module  ها رو خیلی سخت بگیرن که شما برای همه بخش ها نتونی نمره برسونی! ضمنا زمان هم وحشتناک کمه بخصوص برای ریدینگ و رایتینگ!

حالا چند تا راهنمایی تجربی:

برای اسپیکینگ: هول نشید! حواستونو خوب جمع کنید ببینید ممتحن چی میپرسه! سعی نکنید بیشتر از اون چیزی که بلدید بکار ببرید مثلا جمله بندی های پیچیده بکار نبرید مگر اینکه واقعا بهش مسلط باشید. شب امتحان کلمه یاد نگیرید که فرداش استفاده کنید که بدجور خراب میشه. از کلماتی استفاده کنید که کاملا بهشون مسلط هستید. خودتون مشتاق به حرف زدن نشون بدید و با صدای مفهوم نه خیلی بلند نه خیلی اهسته حرف بزنید. اونقدر حرف بزنید که ممتحن متوقفتون کنه . تا اونجا که میتونید من من نکنید

لیسنینگ: مواظب باشید رشته سی دی که داره پخش میشه از دستتون در نره! اگه بغل دستیتون رفت صفحه بعد فکر نکنید که شما هم باید برید صفحه بعد! حواستون بکار خودتون باشه. اگه یکجا رشته کار از دستتون در رفت سوال هارو ول کنید و خوب به سی دی گوش کنید تا بره سکشن بعد. بعد تو اون فرصتی که هست برگردید و سوال ها رو بخونید و جواب بدید

ریدینگ: حتما زمانتون رو تنظیم کنید. برای هر متن 20 دقیقه . اگر تو این مدت نتونستید یک متنو تموم کنید ولش کنید برید متن بعد. سوالات معمولا (نه همیشه) به ترتیب پاراگراف هستند. مثلا چندتا سوال اول جوابشون باید تو پاراگراف های اول پیدا بشه و الی آخر

رایتینگ: رایتینگ یا همون انشا نویسی یک فنه! شاید حتی یک انگلیسی زبون هم نتونه انشای خوبی بنویسه کما اینکه خیلی از ما ایرانی ها هرچند دکتر و مهندس هم باشیم نمیتونیم یک انشای خوب فارسی بنویسیم! پس فن نوشتن رو یاد بگیرید . بهتره در این مورد خاص کلاس برید. موقع نوشتن هم لغت زیاد بکار ببرید.

برای ثبت نام آیلتس اگه میخواید تو کوالالامپور امتحان بدید میتونید برید بریتیش کانسل به این آدرس . یک فرم هم هست که میتونید از اینجا دانلود کنید و پر کنید البته میتونید همون موقع که میرید ثبت نام هم ازشون بگیرید. دو تا عکس پاسپورتی جدید ، اصل و کپی پاسپورت و 550 رینگیت پول نقد!

وقتی از امتحان بیرون اومدم و چهره خسته بچه ها رو دیدم از ته دل ارزو کردم همه بتونن نمره دلخواهشونو بگیرن.

+ نوشته شده در  2009/10/28ساعت   توسط فیلسوف  |